تبليغاتX
شجره طیبه
شجره طیبه
چگونگی و کیفیت تزکیه نفس
دوشنبه هجدهم آبان 1388
واردات قلبی ...  

هو

سلام علیکم

خواب ها و مکاشفات سالک در مسیر سیر و سلوک به دو بخش تقسیم میشود. مکاشفات و تمثلات رحمانی و شیطانی.

حتی در مقام شهود شخص شهودات شیطانی میتواند داشته باشد. لذا مدعیان کشف و کرامات به صرف داشتن حالات و تمثلات جزو اولیا الله نخواهند بودند. فخر در بندگی است که پیامبر میفرماید افتخار من این است که بنده ام.


علامه حسن زاده آملی در یکی از آثار خود آورده اند:

«خدمت استادم علامه طباطبایی عرض کردم جناب آقا بحمدالله تعالی وارداتی روی آورد، در جواب فرمودند:
یک سلسله کشف اصلا تردید بردار نیست که محض عیان است، مثل آن کشف عیانی که پیغمبر اکرم(ص) برای شما اذان می گفت، برای مکاشف احوالی پیش می آید که معیارتمیز و میزان صحت و سقم به دست می آورد، باید قرآن و عقل را ضابطه قرار داد».

منبع:هزار و یک نکته،ص520

دعای بسیار زیبایی حضرت علامه در قنوتشان میخوانند که به بحث ما مربوط است. ان شا الله ما هم اینگونه با حق راز و نیاز کنیم.


الهی کفی بی عزا" ان اکون لک عبدا" و کفی بی فخرا" ان تکون لی ربا" انت کما احب فاجعلنی کما تحب
خدایا این عزت مرا بس که بنده تو باشم و این افتخار مرا بس که تو پروردگار منی تو چنانی که من خواهم مرا هم چنان کن که تو خواهی


فی امان الله


یکشنبه هفدهم آبان 1388
تفسير سدرة المنتهي(سوره مباركه حمد) ...  

به بسم الله الرحمن الرحيم است      دلي كو اعظم از عرش عظيم است

 

ظهرت الموجودات عن «بسم الله الرحمن الرحيم»

مولي عبدالصمد همداني رضوان الله عليه در كتاب گرانقدر بحر المعارف آورده است كه امام اميرالمؤمنين علي (ع) فرموده است:ظهرت الموجودات عن «بسم الله الرحمن الرحيم».

الموجودات جمع محلي به الف و لام است كه شامل همه ماسوي الله از صادر نخستين تا انزل مراتب عالم طبيعت است كه همه از ذات واجب الوجود تعالي شأنه مشتق­اند؛اشتقاقي كه از آن سوي، أعني از جانب واجب، اضافه اشراقي است، و از اين سوي كه جانب ممكن است، اضافه فقري و از جمله موجودات قرآن فرقان كتبي است كه از «بسم الله الرحمن الرحيم» است.

اي عزيز! توحيد صمدي ناطق است به اينكه يك نظام وجودي ازلي و ابدي است كه باطن و ظاهر آن حق است و كثرات كه اسماء تكويني و مظاهر آن به نام خلق­اند به تعبيري كه از آن وجود مشتق­اند؛ «هو الأول والآخر و الظاهر و الباطن».

حديث اشتقاق كه: اين محمد است و من حميد محمود در افعال و كارهايم پس براي او اسمش را از اسم خودم مشتق نمودم، و اين علي است و من علي عظيم كه برايش از اسم خودم اسمي را اشتقاق نمودم...، و نظاير آن در بيان اشتقاق مظاهر از وجود واجبي ازلي و ابدي، لسان صدق و ناطق به حق­اند؛ چنانكه توحيد صمدي حاكم است كه اسماء تكويني مشتق از وجود مساوق حق يعني كلمات وجودي نفاد ندارند...

اي عزيز! چنانكه همه موجودات از «بسم الله الرحمن الرحيم» ظاهر شده­اند و پديد آمده­اند، همچنين «بسم الله الرحمن الرحيم» براي انسان عارف سالك كليد تنزيل حقايق از غيب به شهادت است؛ چه اينكه «بسم الله الرحمن الرحيم» عارف به منزلت كن باري تعالي است...

به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید


... ادامه مطلب
یکشنبه هفدهم آبان 1388
طریق عرفان (فصل سوم) ...  

سلام علیکم

ان کس که ز کوی اشنائیست        داند که متاع ما کجائست

((
اگر در راهید یا مشتاق به این راهید بخوانید ورنه شما را به خیر و ما را به سلامت))

طریق عرفان

فصل سوم : راهيابى به باطن عالم و اسرار غيب مخصوص انبياء نيست بلكه براى همگان امكان پذير است

نزد بزرگان اديان الهى ، هيچ شك و ترديدى نيست كه همانا انبياء عليه السلام - با اختلاف مراتبى كه دارند - با ماوراء طبيعت ؛ در ارتباط هستند و بر امور باطنى اطلاع دارند. پس آيا اين مقام و مرتبت ، فقط مخصوص آنان مى باشد و يك موهبت الهى انحصارى براى آنهاست يا اينكه براى ديگران نيز كه اقتداى علمى به آنان نموده اند، امكان پذير است ؟
به عبارت ديگر، آيا اين اطلاع بر امور باطنى و اسرار عيبى مخصوص ‍ انبياست و ديگران در اين عالم ماده نمى توانند به آن راه يابند مگر بعد از مرگ يا اينكه اين مقام يك امر اكتسابى است و براى ديگران امكان پذير است ؟ به نظر ما قول دوم صحيح است و افراد ديگر هم مى توانند به اسرار عالم راه پيدا كنند.
در توضيح اين مطلب مى گوييم : دليل ما اين است كه نسبت عالم ماده با وراى ماده ، نسبت عليت و معلوليت و كمال و نقص است ما از اين ارتباط تغيير به ظاهر و باطن مى كنيم .
از آنجا كه ظاهر ضرورتا مشاهده مى شود و شهود ظاهر، نمى شود خالى از شهود باطن باشد؛ براى اينكه وجود ظاهر، بالفعل مشهود است و از آنجا كه ظاهر، و حد و تعيين باطن است است ، پس اگر انسان از اين حد اعراض نمايد و با مجاهدت و كوشش بسيار آن را به فراموشى بسپارد، ناگزير باطن را مشاهده خواهد كرد و همين مطلوب ماست .
به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید

... ادامه مطلب
شنبه شانزدهم آبان 1388
طریق عرفان ( فصل دوم) ...  

سلام علیکم

ان کس که ز کوی اشنائیست          داند که متاع ما کجائست

(( اگر در راهید یا مشتاق به این راهید بخوانید ورنه شما را به خیر و ما را به سلامت))

طریق عرفان

فصل دوم : از آنجا كه اين نطام ، نظام اعتبارى و قراردادى نيست پس از چه واقعيتى برخوردار است


به عبارت ديگر؛ اكنون كه روشن شد كه اسرار و حقايقى در باطن احكام الهى و اديان آسمانى نهفته و مكنون است ، جاى اين پرسش مى باشد آن اسرار و حقايق از چه سنخى است ؟
در جواب مى گوييم : با برهانهاى عقلى به اثبات رسيده كه عليت و معلوليت به نحو كمال و نقص مى باشد و هر معلولى نسبت به علت مناسب خود مانند سايه است نسبت به صاحب سايه . (و الزاما همه كمالات معلول در علتش به نحو كامل ترى موجود خواهد بود) و همچنين مبرهن شده كه همانا نقص ها از لوازم مرتبه معلوليت است و اينكه اين نشئه ماده و طبيعت ، مسبوق الوجود نشئه هاى ديگر است و اين ارتباط نيز به طريق عليت و معلوليت خواهد بود تا اينكه به حق اول و خداوند سبحان (كه عله العلل و غنى بالذات و واجب الوجود است ) منتهى گردد.
از كل اين مباحث اين نتيجه به دست مى آيد كه همانا تمام كمالات موجود در اين نشئه پايين ، بدون هيچ نقصى در نشئه و عالم مافوق آن ، كه جنبه على براى نشئه طبيعت دارد به طرز عالى تر وجود دارد و همانا اين نقصانها فقط به اين نشئه پايين ، اختصاص دارد و در نشئه و عالم بالا خبرى از آنها نيست و البته اين جريان كمبودها در آنجا جارى نمى باشد و اين حقيقت به طور فشرده ذكر شد و شرح و تفصيلش آن طور كه سزاوارش بود، يا بسيار دشوار است و يا امكان ناپذير.

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


... ادامه مطلب
جمعه پانزدهم آبان 1388
طریق عرفان(فصل اول) ...  

سلام علیکم

ان کس که ز کوی اشنائیست          داند که متاع ما کجائست

(( اگر در راهید یا مشتاق به این راهید بخوانید ورنه شما را به خیر و ما را به سلامت))

طریق عرفان

فصل اول : درباره اينكه براى ظاهر اين دين ، باطنى و براى صورت حقه اش ، حقايقى است


تعريف امور حقيقى و امور اعتبارى

مى گوييم : همانا موجودات از يك نظر به دو قسم تقسيم مى شوند ؛ زيرا هر معنايى كه ما آن را ادراك مى كنيم ، يا براى آن ادراك ، واقع و مصداق خارجى وجود دارد - چه ادراك كننده اى باشد يا نباشد - مانند جواهر خارجى از قبيل جماد و نبات و حيوان و امثال اينها ؛ يا براى آن ادراك ، واقع و مطابق و مابه ازاء در خارج وجود ندارد (يعنى اگر اين ادراك ما نباشد، آن نيز وجود نخواهد داشت ) مثل مالكيت ؛ زيرا چيزى از مالكيت ، غير از مملوك - مثلا زمين - و خود مالك - مثلا انسان - در خارج نمى يابيم تا به آن مالكيت اطلاق كنيم ؛ بلكه مالكيت معنايى است كه وجودش استوار به ادراك است و اگر آن ادراك و اعتبار نباشد، نه ملكى وجود دارد و نه مالكى و نه مملوكى ؛ بلكه فقط انسان مى ماند و زمين .
قسم اول از اين ادراكات ، حقيقت و قسم دوم اعتبار نام گرفته است .
ما اين مطلب را در كتاب اعتبارات خويش ، مبرهن ساخته ايم كه هر امر اعتبارى تكيه به يك امر حقيقى و تكوينى دارد كه تحت آن است (5) (يعنى امور اعتبارى داراى ريشه تكوينى است ).
پس هنگامى كه ما خوب بررسى و تأمل مى كنيم به اين مطلب دست مى يابيم كه تمامى معانى مربوط به انسان و ارتباطهايى كه بين خود اين معانى وجود دارد، امورى اعتبارى و وهمى هستند ؛ مثل مالكيت و اختصاصات آن و رياست و معاشرتها و مسائل مربوط به آن و امورى از اين قبيل .
به ادامه مطلب مراجعه کنید

... ادامه مطلب
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388
تفسير سدرة المنتهي(تفسير سوره حمد) ...  

به بسم الله الرحمن الرحيم است     كه عارف فارغ از اميد و بيم است

 

در موضوع مذكور كه گفته­ايم:"حيات و فعليت واقعي انسان، معارف حقيقي اوست كه گوهر ذات او مي­شوند"، حديث شريفي از غرر احاديث در اصول كافي ثقة الاسلام كليني رضوان الله عليه مأثور است كه زيد شحام از حضرت ابي جعفر امام محمد باقر (ع) در معني كريمه "فلينظر الانسان الي طعامه" سؤال كرده است كه طعام انسان چيست كه خداوند امر فرموده است هر آينه به طعامش نظر كند؟ امام در پاسخش فرمود:طعام انسان علم اوست؛ بنگرد كه آن را از چه كسي اخذ مي­كند.سپس علامه پيرامون مراتب طهارت مطالب عرشي اي را بيان داشتند كه دوستاني كه علاقه­مند هستند به كتاب شرح مراتب طهارت جلد اول مراجعه فرمايند...

تبصره:كلمه ۳۱۵ كتاب ما هزار و يك كلمه مطلبي در «بسم الله الرحمن الرحيم» است كه شايان نقل در اين مقام است و آن اينكه در كتاب فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الارباب به نحو مستوفي و مستدل تقرير و تحرير كرده­ايم كه قرآن كريم نازل بر پيغمبر خاتم (ص) همين ما بين الدفتين است كه در دست مسلمانان است، و هيئت كلمات و آيات و سور و ترتيب آنها به تواتر محفوظ­اند و به حكم وحي و دستور رسول الله (ص) تنظيم شده­اند.اكنون در اين كلمه هدف ما اين است كه ادعيه مأثوره از اهل بيت عصمت و طهارت مثل صحيفه سجاديه و جوشن كبير و صحف و ادعيه ديگر به كريمه «بسم الله الرحمن الرحيم» افتتاح نشده­اند.علت عدم افتتاح آنها بدين كريمه، احترام به حفظ حدود قرآن است كه مبادا توهم و تفوه شود كه ادعيه مأثوره به خصوص ادعيه اطوال با آن فصاحت و بلاغتي كه دارند از سور قرآني­اند.


... ادامه مطلب
سه شنبه دوازدهم آبان 1388
طريق عرفان ...  

طريق عرفان

(ترجمه و شرح رساله الولايه ، اثر: علامه طباطبائى ره)
با مقدمه و تفريط: حضرت آية اللّه حسن زاده آملى


مقدمه چاپ دوم
بسم الله الرحمن الرحيم
يكى از آثار نفيس و كم نظير علامه طباطبائى رسالة الولاية است كه در عين اختصار و ايجاز مطالب محورى را مطرح ساخته و از رازهاى نهفته دين پرده برداشته است . اين رساله ارزنده شاهكار علامه طباطبائى است ؛ چنانكه آيت اللّه جوادى آملى آن را (بهترين ) ايشان دانسته و آيت اللّه حسن زاده آملى فرمود: ( مادبه اى آسمانى آراسته براى نفوس مستعده به نور ولايت است ).
مولف در اين رساله از ( ولاية اللّه ) و ( ولى اللّه ) شدن گفته است و كمالى حقيقى انسان را در سايه پذيرش ولايت الهى امكان پذير دانسته ؛ يعنى انسان در ذات خدا فانى و در بقاء شود و چنين كسى لايق عنوان (ولى الله )مى گردد. اما چه مراحلى را بايد سپرى نمايد تا به آن ( فناى ذاتى ) برسد و ولى اللّه به شمار آيد؟ علامه طباطبايى در پنج فصل طريق و اصول به آن مقام رفيع را بيان فرموده است .

به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید

... ادامه مطلب