بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
خوب مرحله یقظه رو توضیح دادیم و یه سری منبع برای مطالعه هم معرفی شد.
قبل از توضیح مرحله توبه باید بگم که این مرحله بندی و اسم گذاری ها چیزی جدای از دین و قران نیست اصلا ما جز قران دستور العمل و جز حضرت محمد مصطفی و جانشینان بر حقش استاد راهی نداریم یه وقت تصور نشه این کارها میان بر یا چیزیه که یه سری صوفی در آوردن نه خیر تمام اینها از متن قرآن و احادیث ائمه برداشت شده و علاوه بر دلایل نقلی(ایات قرآن و احادیث) دلایل عقلی هم این مسائل رو تایید میکنه.
یه نکته دیگه هم بگم شاید تو کتاب های بزرگان عرفان دیده باشید که استاد راه شرط اصلی سیر و سلوکه
یه شعر معروف هم میگه :
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی
یا
سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
مزد اگر میطلبی طاعت استاد ببر
تو این مسیر بزرگان هشدار دادند که بدون استاد خطر گمراهی خیلی زیاده.
تک تک افراد به هدف میرسند و بقیه گمراه میشن خوب یه سوال برای همه ما پیش میاد و سوال حقی هم هست
ما که استاد نداریم و استادی و هم نمیشناسیم چیکار کنیم؟
جواب سوال شما رو اقایون عرفا قبلا دادند منم همون ها رو به صورت جملات ساده تکرار میکنم
از سرور من اقای من مرجع تقلید بزرگوار جمال السالکین و شیخ العارفین ایت الله العضمی بهجت پرسیدند که ایا سیر و سلوک که هدف اصلی همه میباشد احتیاج به استاد راه دارد؟
این بزرگمرد که حق زیادی به گردن من داره جوابی دادند که باید با آب طلا نوشته بشه فرمودند
(استاد انسان علم انسانه و معلم واسطه علم)
بله عزیزان خود این بزرگمرد فرمودند در جایی دیگه که
انسان اگر به آن چیزهایی که میداند عمل کند و در مسائلی که نمیداند احتیاط و توقف کند هیچ وقت پشیمان نخواهد شد.
البته من نقل به مظمون کردم متن اصلی جملات بالا رو میتونید تو آرشیو موضوعی وبلاگ علامه حسن زاده ببینید
یه کتابی هم قبلا تهیه کرده بودم و خیلی ازش استفاده کردم به نام ریاضت سالکین که ترجمه باب پنجاه و سوم از فتوحات مکیه محی الدین ابن عربی هستش
حالا از مقام این بزرگمرد سخن نمیگیم خودتون انشا الله ایشونو میشناسید و اگر هم نمیشناسید انشا الله روزیتون میشه.
ایشون میفرمودند که سالک الی الله قبل از اینکه دست در دست یک شیخ راه بگزاره باید تو خودش 9 اصل رو پیاده کنه بعد که این 9 اصل و تو وجودش پیاده کرد خود استاد راه میاد دنبالش و به داشتن چنین شاگردی افتخار هم میکنه.
اصلا فلسفه داشتن استاد اینه که انسان و راهنمایی کنه و دست انسان و بگیره و از عالم ماده به عالم ملکوت منتقل کنه.
معمولا سالک که وارد این طریق میشه بعد از یه مدت که ریاضت های شرعی و تحمل کرد( نماز و روزه و ذکر و فکر و ...) یه حالت هایی بهش دست میده که بهش میگن مکاشفه که انشا الله بعدا در مورد مکاشفه مطالبی خدمتتون عرض میشه.
مثلا سالک یهو میبینه روحش از بدنش جدا شد و رفت تو یه بدن مثالی و امثال این حالات واسه سالکین زیاد اتفاق می افته. خوب چون اون بنده خدا به این حالات عادت نداره و با عالم ملکوت مانوس نیست باید حتما یه استاد کتل طی کرده و به حقیقت رسیده بالا سرش باشه تا اونو کم کم با عالم ملکوت اشنا کنه .
خوب سخن به درازا کشید بهتره یه جمع بندی داشته باشم تا افکار دوستان جهت گیری مشخصی پیدا کنه
نتیجه گیری:
۱)استاد هر کس علم انسان است و یگانه راه به سر منزل مقصود عمل کردن به معلومات و توقف در مجهولات میباشد.
2)سالک قبل از پیدا کردن استاد راه باید اصولی 9 گانه را در وجود خویش پیاده کنه و بعد به فکر استاد بیفتد
خوب پس از شما تقاضا میکنم عجله رو از خودتون دور کنید چون عجله ثمره ای جز گمراهی نخواهد داشت
تمام هم و غم شما الان طی کردن مرحله یقظه باشه که توضیح دادیم و بعدش هم مرحله توبه که انشا الله به زودی توضیح میدیم و بعد از اون میریم مرحله تقوی که اون اصول 9 گانه به شما معرفی میشه مراحل بعدی باید زیر نظر استاد راه باشه
همین 3 مرحله ابتدایی و که انشا الله وارد بشیم و بخواهیم طی کنیم اگه خیلی قوی باشیم شاید 10 سال طول بکشه.
اگر با عقل حرکت کنیم خیلی زودتر هم میشه این مراحل و طی کرد باید یه یا علی گفت و یه توکل از سر صدق کرد و به راه افتاد.

