شرح مقدمه اسرار الصلوه یا معراج عشق

متن کتاب:

بسم الله الرحمن الرحيم

مقدّمه

نماز معراج است و جَنّةُ اللِقاء(1)

غم عشقت بيابون پرورم كرد          فراقت مرغ بی‌بال و پرم كرد

بموواجى(2) صبورى كن صبورى  صبورى طرفه خاكى بر سرم كرد

"بابا طاهر"

(1)  ر.ك: همين جزوه؛ فيض كاشانى، علم اليقين، ج 1، ص 507 ـ 514.

(2)  گفتى.


شرح کتاب:

تجلی بسم الله

بسم الله الرحمن الرحیم بزرگترین آیه در قرآن کریم است که تمام حقایق قرآن کریم از آن منشعب و متجلی گشته است. به تعبیر دیگر، بسم الله همانند دریایی است که رودها و چشمه‌های بی‌کرانی از آن جاری گشته است و در هر موطنی، چشمه ای متناسب با همان موطن از آن جاری می‌گردد. یکی از این چشمه‌های جاری از بسم الله کتاب شریف اسرار الصلوه است که در صدد تبیین بخشی از آن می‌باشیم.

جنت اللقاء

بهشت و اهل آن مراتبی دارند که در آیات قرآنی و روایات مورد توجه قرار گرفته است اما عالیترین مرتبه بهشت، جنت اللقاء یا همان جنت الذات است که عارفان والا مقام و اولیای خاص حق در آن از توجه تام الی الله و حضور تام بهره‌مند اند. این بهشت خاص با اوصافی مانند جوی و حور و غلمان وصف نمی‌شود بلکه در این بهشت خداست و بلکه باید گفت این بهشت خداست و نماز، این بهشت را عاید انسان سالک می‌کند. اللهم ارزقنا و خوشا آنان که دائم در نمازند یعنی خوشا آنان که در این جنت دائما متنعم اند بلکه خود نمازند و خود بهشت اند. نور علی نور.

توضیحی پیرامون شعر بابا طاهر

(غم عشقت)، یعنی عشق حق تعالی انسان را دچار غمی شیرین می‌کند که این غم جز با وصال حضرت دوست یعنی جنت اللقاء تسکین نمی‌یابد و چنین انسانی بیابان پرور می‌شود (بيابون پرورم كرد)، یعنی آبادانی‌ها و زیبایی‌های ظاهری را رها می‌کند و به بیابان پناه می‌برد تا با دوست خلوت کند. در چنین بیابانی که بیابانِ ترک تعلقات است ،انسان پرورش می‌یابد و تربیت می‌شود تا لایق دیدار شود، لذا او را بیابان پرور ‌گویند. انسان سالکِ بیابان پرور، از فراق حضرت دوست می‌سوزد (فراقت مرغ بی‌بال و پرم كرد)، فراق حضرت دوست انسان را بی‌بال و پر می‌کند یعنی او را زمین گیر کرده و از پرواز باز می‌دارد چون بال پرواز انسان سالک خداست و چنین انسان جز با بال و پر او نتواند طیران کند. تا زمانی که فراق باشد انسان قدرت طیران ندارد و طیران با او ممکن است و البته معانی دیگری نیز در این جا متصور است.

(بموواجى صبورى كن صبورى) سالک به صبوری دعوت شده است. صبر گیاهی است تلخ اما سالک چاره‌ای جز تحمل این تلخی ندارد زیرا که ان الله مع الصابرین. هرچند جنین صبری که پیش ازوصال به سالک دستور داده شده است، او را بیچاره می‌کند (صبورى طرفه خاكى بر سرم كرد) صبر انسان را خسته و گرفتار و بیچاره می‌کند چون تحمل این غم و هجران برای عاشقی که لحظه به لحظه با عشق وصاتل روزگار می‌گذراند و جز وصل دوست غره العینی ندارد، سخت‌ترین ریاضت است و خوش‌ترین ریاضت!

شرحی بر مقدمه علامه حسن زاده بر کتاب اسرار الصلوه

مقدّمه حضرت آيت ‏اللّه‏ حسن ‏زاده آملى بر كتاب اسرارالصلوه

شرح:

حضرت استاد سمندری می‌فرمود که عبارت (آیت‌الله) توسط انتشارات به جلد کتاب وارد شده و متن صحیح باید (علامه حسن زاده آملی) باشد. ایشان از استعمال عبارت آیت الله برای علامه اجتناب می‌کردند.

بسم اللّه‏ الرَّحمنِ الرّحيمِ

اَلْحَمْدُلِلّهِ ربِّ العالَمينَ

«اُتْلُ ما أوحى إليكَ مِن الكتابِ وَ أقِمِ الصَّلوة إنّ الصَّلوةَ تنهى عَن الفحشاء و المُنكر وَ لَذِكرُاللّه‏ أكبر وَ اللّه‏ يَعْلَمُ ما تَصنعون» (قرآن حكيمـ سوره عنكبوت ـ آيه 46).

شرح:

مقدمه ممتاز

یکی از نقاط بسیار برجسته و مهم کتاب اسرار الصلوه، مقدمه بی‌نظیر حضرت علامه بر این کتاب است که در بین دیگر مقدمه‌های نگاشته شده توسط ایشان ممتاز است که در ادامه وجه امتیازش را تقدیم می کنیم.

شماره آیات قرآن

 حضرت علامه پس از شروع مقدمه کتاب با بسمله و حمدله، آیه 46 سوره عنکبوت را ذکر نمودند که در قرآن‌های در دسترس عموم مانند عثمان طه، آیه 45 می‌باشد اما علت اختلاف این شماره گذاری چیست؟

همانطور که ایشان در رساله فصل الخطاب فی عدم تحریف کتاب رب الارباب خویش تصریح می‌کنند، «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای سور قرآن به غیر از توبه نازل شده است، یکی از آیات قرآن است که در شمارش به صورت مستقل محاسبه می‌شود در صورتی که در قرآن های چاپ شده در این ده‌های اخیر، بسمله و آیه پس از آن مجموعا یک آیه شمرده می‌شوند لذا در آثار حضرت علامه آدرس آیات قرآن یک شماره با قرآنهایی همچو عثمان طه متفاوت است و واضح است که این اختلاف ربطی به تحریف قرآن ندارد.

علت انتخاب این آیه

آیات بسیاری درباره نماز در قرآن کریم ذکر شده است اما در آیه مورد نظر، عبارت «تنهى عَن الفحشاء و المُنكر» حائز لطایفی است که با کتاب اسرار الصلوه یا معراج عشق مطابق بیشتری دارد.

بر اساس این آیه، نماز انسان را از فحشاء و منکر باز می‌دارد. فحشاء و منکر شامل همه گناهان پنهانی و آشکار و هرچیزی که در محضر حق تعالی قبیح باشد می‌شود. به تعبیر حضرت استاد، در حضور خداوند حتی توجه به غیر او نیز قبیح است چه رسد به اینکه انسان به گناهی مشغول شود. پس این نهی از فحشاء و منکر نردبانی است که انسان را به معراج می برد و هرچقد انسان نمازی تر شود، معراجی‌تر خواهد شد.

متن کتاب:

نماز عبادت جمعى دارد كه عبادات تكوينى همه موجودات از جماد و نبات و حيوان و غيرها را دارا است، و جامع عبادت قلبى و عقلى كه تشريعى است نيز هست،

شرح:

تسبیح و نماز موجودات عالم

همه موجودات نظام هستی در تسبیح حق تعالی هستند و آیاتی که اشاره به این معنی دارد در بسیاری از سور قرآن جلوه‌گری می کند. يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (سوره جمعه، آیه 2) هر چه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش خدا که پادشاهی منزّه و پاک و مقتدر و حکیم است مشغولند.

در واقع آنچه در آسمان‌ها و زمین است، همگی هم مسبح‌اند و هم در نماز. حق تعالی این مطلب را در قرآن کریم به صرحت مطرح فرمودند: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ  وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ (سوره نور، آیه 41) آیا ندیدی که هر کس در آسمانها و زمین است تا مرغهایی که در هوا پر گشایند همه به تسبیح و ثنای خدا مشغولند؟ و همه آنان صلاة و تسبیح خود بدانند، و خدا به هر چه کنند آگاه است.

نماز جامع عبادات تکوینی

منتهی تسبیح و صلات موجودات عالم هستی تکوینی است و نماز و تسبیح انسان خلیفه الله، علاوه بر تکوینی، تشریعی است. همانطور که انسان اشرف مخلوقات است و در رتبه‌ای برتر از جماد، نبات و حیوان قرار دارد، نماز و صلات او نیز برتر از دیگر موجودات است زیرا تسبیح تکوینی هر موجودی بر حسب مرتبه وجودی همان موجود است.

نماز نبات برتر از نماز جماد است زیرا که نبات برتر از جماد است و همینطور نماز حیوان برتر از نبات است و هکذا. هر موجودی به قدر بهره‌ای که از هستی دارد، مسبح حق تعالی و مصلی او است.

نماز جامع عبادات تشریعی

نماز علاوه بر اینکه جامع عبادات تکوینی است، جامع عبادات تشریعی نیز می‌باشد. نماز دستوری تشریعی است که توسط رسول خاتم (ص) از معراج به ارمغان آمد و قالبی است تا انسان خود را در آن قرار دهد و به واسطه آن از منکر و فحشا دور شده و یکپارچه نور شود. در نماز عقل و قلب انسان و همه مراتب هفتگانه وجودی وی در حال عبادت اند و انسان در هر مرتبه‌ای باشد در همان مرتبه نماز می‌خواند که شرحش در مباحث کتاب خواهد آمد ان شاء الله تعالی.

متن کتاب:

علاوه اين كه از جهت ديگر عبادت جامعه است زيرا كه خاصيت زكوة و حج و جهاد و صوم و غيرها را دارد:

شرح:

خاصیت همه عبادات

یکی از ویژگی‌های خاص نماز این است که در آن خاصیت همه عبادات نهفته است و برای همین هم هست که گفته شده است اگر نماز انسان قبول شود، باقی عبادات وی نیز قبول خواهد شد.

نماز عصاره‌ای از همه عبادات تکوینی و تشریعی است و نمازخوان در نماز با تمام مراتب وجودی خویش در بالاترین سطح به عبادت حضرت دوست مشغول می‌شود و به او می‌پیوندد.

متن کتاب:

 امّا زكوة چون مِحَكّ محبّت است و گذشتن از ملك خويش در راه دوست و فناى خويش در نماز ظاهر مىشود در وقتى كه در مالك يوم الدين تصديق قلبى كني؛

شرح:

خاصیت زکات

یکی از واجباتی که حق تعالی برای انسان وضع فرموده است، دادن زکات است اعم از زکات مادی و معنوی. انسانی که زکات می‌دهد کسی است که از مُلک ظاهری خویش و آنچه آن را دوست می‌دارد گذشته و برای اطاعت از فرمان الهی، دارایی خویش را به مستحق اهداء می‌داند و از همه آن گذشته و در توجه تام الی الله قرار می‌گیرد. چنین شخصی می‌داند که مالک هرآنچه در دست اوست، خداست و این‌ها به امانت به او سپرده شده است. زکات موجب می شود که حقیقت مالکیت خداوند متعال در دنیا و آخرت که از آن به یوم الدین تعبیر می شود، جلوه کند و پرداخت زکات آزمایشی است تا میزان محبت شخص به حق تعالی را نشان دهد.

نمازگزاری که قلبش در حین بیان مالک یوم الدین هرآنچه از تعلقات و دنیا دوستی است را از خود دور می کند و خود را و هرآنچه در تملک ظاهری اوست را ملک خدا قلمداد می‌کند و همه را به خدای رحمان و رحیم تفویض می کند، به حقیقت زکات نائل می شود. پس حقیقت زکات را در نماز صادقانه بنده می‌یابیم. اما کسی که روی قلبش به سمت دنیاست و در حین ادای مالک یوم الدین به املاک خویش توجه دارد، نمازخوان صادقی نیست و صرفا قالبی تهی از معنا را به جای نماز حقیقی داراست.

متن کتاب:

 أما صوم به جهت اين كه مفطرات روزه در نماز حرام است علاوه صمت از كلام مخلوقين لازم است؛

شرح:

خاصیت صوم و صمت

هر آنچه که موجب بطلان روزه می‌شود در نماز نیز نهی شده است. در نماز خوردن، نوشیدن، قی کردن و ... همگی موجب بطلان نماز است و علاوه بر این مبطلات، توجه به مخلوق و تکلم با آنان نیز در حین نماز حرام است لذا نماز حائز حقیقت صوم و صمت نیز می‌باشد.

متن کتاب

 أما حج براى اين كه توجّه ظاهرى بكعبه ظاهرى مىكنى از دور توجّه مىكنى، أما در عوض توجّه بكعبه حقيقى مىنمايى كه عبارت از دل است كه در عالم بدن انسانى بمنزله كعبه است و بمنزله بيت المعمور است در آسمان چهارم و بمنزله عرش است؛

شرح:

قبله جسم

جسم انسان که از آن به بدن تعبیر می‌شود، مرتبه نازله روح است. به تعبیر دیگر بدن را می توان به حرارت و دود متصاعد شده از آتش تشبیه کرد. آتش روح است و حرارت و دود آن بدن. همه اینها با همدیگر( گرما و دود و نور و ...) یک حقیقت یعنی آتش را تشکیل می دهند. بدن انسان نیز ظهور و تجلی روح آدمی در مرتبه مادیات است و لذا باید تابع روح باشد، نه آنکه روح از وی تبعیت نماید. قبله جسم کعبه ظاهری است، جسم به فرمان روح، روی به قبله ظاهری می کند تا تابع روحی باشد که قبله اش حق تعالی است.

قبله جان

روح انسان باید متوجه خداوند متعال باشد. روح عابد خداست و از خداست. نفخت فیه من روحی. روحی که به غیر متوجه شود، اسیر پای بند شهوت و غضب و ... می‌گردد. و از آنجایی که قلب انسان حرم الله است، انسان در نماز به قلب(دل)خویش توجه می‌کند زیرا که آنجا خانه اوست. به تعبیر صادق آل محمد صلوات الله علیهم اجمیعن، القلب حرم الله فلاتسن فی حرم الله غیر الله. قلب حرم خداست، پس در حرم او غیر او را سکونت نده.

متن کتاب

 أما جهاد زيرا كه جهاد با نفس أماره است كه جهاد اكبر است، و قس مالم يقل.

جهاد اصغر و اکبر

عنوان یاد شده برگرفته از روایتى از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله است که به گروهى از اصحاب که از نبرد با دشمن باز مى‏گشتند، فرمود: مرحبا به قومى که جهاد اصغر را به انجام رسانده‏اند، و جهاد اکبر بر ایشان باقى است. گفتند: اى پیامبر خدا، جهاد اکبر چیست؟ فرمود جهاد با نفس.

در واقع جهاد اکبر، مقابل جهاد اصغر (جهاد با دشمن بیرونى) عبارت است از ستیز و مخالفت با نفس و خواهشهاى آن که انسان را وادار به مخالفت با خداوند متعال و سرپیچى از دستورهاى او مى‏کند. نماز خوان در حین نماز مجاهد با نفس اماره است و مراقب است تا توجه اش از حضرت دوست به غیر او جلب نشود.

متن کتاب

همان گونه كه خلقت جميع كلمات كتاب هستى بر اساس علّت و حكمت است كه عالم يعنى علم انباشته رويهم زيرا كه صنع حكيم على الإطلاق است و حكيم، قول و فعلش همه حكمت و حكيم است «يس و القرآن الحكيم»، همچنين همه احكام شرع بر اساس حكمت و مصلحت‏اند و تشريع از متن تكوين برخاسته است.

حکمت در نظام هستی

خداوند نظام هستی حکیم است  إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ( انعام، 139)،  لذا آثار این خدای حکیم نیز محکم و یکپارچه حکمت است. در حدیثی از رسول الله (ص) نقل شده است که  قال رسول الله صلى الله عليه وآله:  أنا مدينة الحكمة وهي الجنة وأنت يا علي بابها (بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج ٤٠ - الصفحة ٢٠١) یعنی من شهر حکمت هستم و حکمت بهشت است و تو ای علی، درب این شهر حکمت و بهشت هستی.

و در قرآن کریم نیز می خوانیم: یس والقرآن الحکیم. قرآن حکیم و حکمت است یعنی قرآن بهشت است. و نظام هستی که اثر و مخلوق حق تعالی است نیز محکم بر اساس حکمت است و سراسر بهشت است.

تشریعیات از متن تکوینیات

یکی از نکات مهمی که پیرامون دستورات شرعی مانند حرام‌ها و حلال‌ها و اعمال عبادی و ... باید مورد توجه قرار گیرد این است که تشریعیات اموری قراردادی نیستند که مثلا چون خداوند فرموده است دروغ نگوئید پس دروغ بد باشد بلکه تشریعیات از متن تکوینیات برخواسته اند یعنی در متن عالم هستی و در باطن عالم هستی برای دروغ اثرات منفی بسیاری مترتب است و چون چنین اثراتی در باطن عالم برای دروغ و امثال آن وضع شده است، خداوند به ما دستور داده است دروغ نگوئید.

مانند تاثیر سم بر جسم انسان. سم موجب ویرانی جسم و مرگ انسان می‌گردد. تاثیر سم بر بیمارکنندگی و کشندگی آن است و اگر کسی نداند که در لیوانی سم است و آن را بنوشد باز هم آسیب می‌بیند یعنی این تاثیر تکوینی سم است و چون سم کشنده بوده است، به ما گفته اند سم نخورید.

متن کتاب

 و همان گونه كه هر يك از صنايع آدمى را برنامه و دستور خاصّى است كه اگر به قدر يك ميكرون از آن سرپيچى كنند دچار سقوط و تباهى و نابودى مىشوند، انسان نيز در مسير تكاملى خود اين چنين است.

دین داری عالم هستی

تک تک اجزای بی‌کران نظام هستی دارای دین هستند. دین یعنی برنامه زندگی. درخت بادام، پروانه، پرستو، و حتی صنایع ساخته دست انسان چون اتوموبیل و چرخ خیاطی و .. همگی دستورالعمل و برنامه و به تعبیر دقیق‌تر دین دارند. اگر یک چرخ خیاطی روغنکاری نشود و پارچه مناسب با سوزن در آن قرار نگیرد و ضربه بخورد و ... نمی‌تواند درست کار کند. دین این چرخ خیاطی در دفترچه راهنمای آن هنگام خرید تحویل خریدار می‌شود.

انسان نیز دین دارد و دین انسان در قرآن کریم ذکر شده است و اگر کسی از دین یعنی برنامه خود منحرف شود، آسیب دیده و از کمالش باز می‌ماند.

مسیر تکاملی انسان

انسان موجودی است که مراتب تکاملی را از جماد به نبات و سپس حیوان و انسانیت طی کرده است و پس از رسیدن به سن بلوغ با کسب معرفت و انجام دستورات دینی می‌تواند به اعلی علیین برسد اما متاسفانه بسیاری از افراد مصداق این آیه می‌شوند:  ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ (تین، 5)

متن کتاب

كتاب شريف بسيار گرانقدر و ارزشمند «اسرارالصلوة»، از قلم توانا و رصين و متين عالم مربّى نفوس مستعدّه، استاد حائز به منقبتين علم و عمل حجّة الاسلام و المسلمين حضرت مستطاب جناب حاج آقا شيخ مهدى سمندرى نجف آبادى ـ أيّده اللّه‏ سبحانه بإلقاءاته السبّوحيّة ـ در موضوع خود حائز اهميّتى خاص است كه با سبكى شيوا و روان و وزين، و اسلوبى رسا و شيرين و دلنشين به منصّه ظهور رسيده است؛ و در حقيقت مأدبه‏اى مشحون از مائده‏هاى آسمانى است كه نفوس شيفته و شيِّقه بكمال از آن مغتذى و بهره‏مندند؛ و إن شئت قلت: شجره طيّبه طوبائى است كه «اصلها ثابتٌ و فرعها فى السماء تؤتى أُكُلَها كلّ حينٍ بإذن ربِّها». خداى سبحان وعده فرموده است: «انّا لانضيع أجرمن أحسن عملاً».

قم ـ حسن حسن ‏زاده آملى

23 ذى القعده 1420 هـ. ق = 10/12/1378 هـ. ش

عالم مربی نفوس مستعده

یکی از تعابیر ممتازی که حضرت علامه در وصف استاد عارف مهدی سمندری به کار می‌برندف عبارت «عالم مربی نفوس مستعده» است. این تعبیر (عالم) و اتصالش به تعبیر (مربی نفوس مستعده) تاکنون توسط ایشان برای هیچ کسی به قلم و لسان نیامده است. بله، خیلی‌ها تربیت نفوس را عهده دارند اما عالم مربی نفوس حساب دیگری دارد. فتدبر.

استاد حائز به منقبتین علم و عمل

عبارت ممتاز دیگری که در متن این مقدمه جلوه‌گری می‌کند تعبیر (استاد) و اتصال آن به تعبیر شیوای (حائز به منقبتین علم و عمل) است. این تعبیر (استاد) نیز تاکنون ندیدیم که در هیچ تقریظ و مقدمه ای از علامه به کتابت در نیامده است و تا به امروز مخصوص حضرت استاد مهدی سمندری است.

پیرامون واژه منقبتین لازم به تذکر است که منقبت آن نیکوئی و هنر و زیبایی است که لایق ستایش باشد. و چه نیکوئی برتر از علم و عمل. اللهم ارزقنا.

توضیحی درباره عنوان کتاب اسرار الصلوه یا معراج عشق

توضیحی درباره عنوان کتاب اسرار الصلوه یا معراج عشق

بسم الله الرحمن الرحیم

اسرار و سر

کلمه اسرار جمع سر هست به معنی رازها و نهانی‌ها و صلات هم عبارت است مهمترین دستورالعمل انسان سازی که از آن به ستون دین تعبیر می شود. ستون یک خانه موجب استواری و بقای سقف آن خانه است و خانه دین نیز با ستونی همچون نماز استوار می شود.

در مورد اسرار و سر باید دانست که سر به زبان و قلم در نمی آید بلکه رسیدنی و چشیدنی است اما می توان آن را در قالب الفاظ و مفاهیم تنزل داد تا خواننده و یا شنونده از کانال این الفاظ و مفاهیم بالا رود و خودش به آن سر برسد.

دانایی و دارایی

مطلبی که در اینجا لازم به تذکر است این است که دانایی و دارایی با یکدیگر متفاوت اند. دانایی، عبارت است از فهم مفاهیم و کسب علوم فکری اما دارایی به معنای چشیدن و رسیدن به حقیقت است. ممکن است شخصی مفهوم عسل را بداند اما هیچگاه عسل نخورده باشد. خوردن عسل دارایی است و فهمیدن عسل دانایی و ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.

اسرار الصلوه کتابی است که حاصل چشیدن ها و رسیدن های عارف واصل مهدی سمندری است و تلاش می کند سالک را پله پله نمازی کند و با نماز بالا بیاورد تا به معراج عشق برسد.

معراج

معراج در زبان عرب به معنای وسیله ای است که می توان با آن بالا رفت. به تعبیری نردبان است. در روایات، نماز معراج مومن معرفی شده است یعنی انسان با نماز می‌تواند عروج کند و بالا برود و همانطور که رسول الله (ص) در معراج، به شهود حقایق بی کران هستی و بالاتر از همه به شهود خداوند متعال نائل شد، سالک مومن نیز می تواند از طریق نماز عروج کند و به قدر ظرفیت خودش شاهد حقایق باشد.

عشق

عشق از عَشَقَه گرفته شده است و عَشَقَه گیاهی است که به فارسی به آن پیچک گفته می شود. پیچک دور درخت میپیچد و او را در بر میگیرد و عشق نیز همینگونه است که عاشق میخواهد به دور معشوق گشته و با او یکی شود. به تعبیر دیگر عشق شدت محبت است و کسی که عاشق چیزی یا شخصی شود، به او محبت شدید قلبی پیدا کرده است.

معراج عشق

معراج انسان سالک معراج عشق است، در واقع این عروج و این معراج، جز از شریق عشق ممکن است. سالکی که عاشق وصال حق تعالی شود می تواند با نماز عروج عشق کند و این عشق یکی از معانی امانتی است که  حق تعالی به آسمان‌ها و زمین عرضه کرد و همه سر باز زدند و انسان آن را پذیرفت.

آسمان بار امانت نتوانست کشید     قرعه فال به نام من دیوانه زدند

شرحی سطحی بر اسرار الصلوه یا معراج عشق