آگاه از باطن افراد

انسان موجودی است که می تواند با بندگی کردن، محرم نظام هستی شود و از بواطن آگاه گردد. چنین انسانی قادر است باطن افراد را دیده و آن ها را به صورت ملکاتشان مشاهده کند. او می بیند که افراد در باطن به صور وحوش و یا به صورت ملائکه محشورند. لازمه این امر محرمیت با عالم ملکوت و همچنین مظهریت اسم ستار است. موجودات نظام هستی یکپارچه شعور اند اما برای ما که محرم نشده ایم دهان خویش را بسته اند. عالم هستی به ما نهیب می زند که:

ما سمیعیم و بصیریم و هشیم         با شما نامحرمان ما خاموشیم مفهوم

شنیدن اصوات ملکوتی گوش سر نمی خواهد بلکه گوش دل می طلبد. با گوش خر می توان اصوات مادی را شنید اما اصوات ملکوتی گوش دل می خواهد.

گوش خر بفروش و دیگر گوش خر          کین سخن را در نیابد گوش خر

شاید این سخن برای برخی افسانه باشد اما ما که توفیق تشرف محضر استاد مهدی سمندری را داشته ایم نسبت به این مطالب آرمیده ایم و به حق الیقین بلکه بردالیقین مطمئنیم اینها حق است و انسان می تواند به چنین جایگاهی برسد. ما چنین شخصی را دیده ایم و از وی کرامات بی شماری را مشاهده کردیم. ایشان می فرمود: اگر گوش، گوش العبد محمد تقی بهجت باشد، می تواند تسبیح موجودات را بشنود. و از قول استادشان علامه طباطبایی می فرمودند که علامه می فرمود تسبیح موجودات آنچنان در گوش جان من ولوله می کنند که نمیگذارند استراحت کنم.

به یاد دارم با جلب رضایت جناب استاد سمندری، جلسه درسی روزانه خویش را در فضای آزاد و در محوطه سرسبز یکی از امام زادگان شهر برگزار کردیم. پس از جلسه و مقداری استراحت حضرت استاد، نماز ظهر و عصر را به ایشان اقتدا نمودیم، منتهی این نماز نکته جالبی با خویش داشت.

در حین نماز، چشمم ناخواسته به قبور شهدا افتاد و در دل خویش این مطلب را مرور کردم که احتمالا جهت نماز خواندن ما مقدار اندکی با حهت درست قبله متفاوت باشد، زیرا جهت نماز خواندن ما مقدار کمی از جهت قبوری که در ان امام زاده دفن بودند انحراف داشت، اما با خود گفتم این میزان انحراف اندک، مبطل نماز نیست و اهمیتی ندارد.

با این افکار مشغول بودم که نماز عصر به پایان رسید. استاد بلافاصله پس از پایان نماز عصر برخواستند و به سوی یکی از دوستان رو کرده و پرسیدند، اگر در نماز قبله یک میلیمتر منحرف شود، نماز صحیح است یا باطل؟ این دوست ما کمی تفکر کرد و گفت بله اقاجان. صحیح است. استاد فرمودند: (اما اگر در نماز دل یک لحظه از یاد خدا غافل شود، نماز باطل است)

اینجا بود که همگان به یاد خطورات ذهنی خویش در نماز افتادیم و از نمازخواندنمان شرمنده شدیم. الهی از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندنش شرم بیشتر.

به خدایی که چنین بندگانی سر سجده بر آستانش می نهند سوگند که کراماتی که از ایشان دیدم از حد تواتر خارج است. وجود ایشان کرامت بود. نگاهشان، مزاحشان، لبخندشان، اخمشان، خاطراتشان و ... همگی کرامت بود. ندیدم مزاحی از ایشان صادر شود که سراسر حکمت و درس نباشد.

بله استاد مهدی سمندری کسی بود که گذشته و آینده ما و حتی خطورات ذهنی انسان را می خواند. چشم دل او باز بود و نسبت شاگردان اشراف داشت. روحی فداه مرد بزرگ. این اشراف پس از وفات ایشان همچنان باقی است. امید دارم نگارش این سطور ایشان را نرنجاند، زیرا بنده به وظیفه شاگردی عمل می کنم و می دانم ایشان هیچگاه راضی نبودند از ایشان کرامتی نقل شود اما تکلیف شاگردی اقتضا می کند ایشان معرفی شوند چون ایشان متعلق به اسلام است و امثال ایشان آبروی اسلام هستند.  هرچند چو منی کجا توان معرفی چو اویی را دارد؟! اللهم ارزقنا.